تبليغاتX
 عصر نو
 

علی مولود کعبه

 

سلام

 

میلاد با سعادت امیرالمومنین علی (ع) بر تمامی عاشقان مبارک.

 

روز پدر مبارک ٬ امیدوارم بتونیم قدر دان زحماتشون باشیم

 

اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست‏ 


بطحا صدف گوهر يكدانه تست‏ 


گر مولد تو بكعبه آمد چه عجب‏ 


اى نجل خليل خانه خود خانه تست


 

نوشته شده توسط سید در دوشنبه 24 تیر1387 ساعت 13:7 موضوع | لینک ثابت


سالگردسقوط

 

سلام

 

ازامروز قصد دارم اين وبم روكه چندوقتي هست رهاش كردم مرتب به روز كنم و دستي

 

به سر روش  بكشم!!!!!!!!!!! شايد ماهم آخرش توي دنياي سياست كسي شديم

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

                        سالگرد سقوط هواپيماي مسافر بري توسط امريكا  

 

اين هواپيما که با موشک ناو جنگي وينسنس مورد حمله عمدي نيروهاي تجاوزگر و جنايت پيشه شيطان بزرگ قرار گرفت حامل 398 مسافر و خدمه بود که تمامي آنها اعم از مرد و زن و کودک و نوجوان و کهنسال با وقوع اين جنايت فجيع به شهادت رسيدند.

در ميان سرنشينان هواپيما، 66 کودک زير 13 سال، 53 زن و 46 تن تبعه کشورهاي خارجي نيز بودند که کشته شدند.

پس از سقوط اين هواپيما، مقامات آمريکايي براي توجيه اين جنايت نابخشودني، دلايل ضد و نقيضي عنوان کردند و کوشيدند اين اقدام خصمانه را يک اشتباه قلمداد کنند. اما با توجه به مجهز بودن کشتي جنگي وينسنس به پيشرفته ترين سيستم هاي راداري و رايانه اي و هم چنين مشخص بودن نوع هواپيماي در حال پرواز، مسلم شد که احتمال اشتباه وجود نداشته و اين اقدام، کاملاً خصمانه بوده است.

با اين حال مقام هاي آمريکايي پس از چندي، در توهيني آشکار به ملت ايران، مدال شجاعت بر گردن ناخداي اين ناو انداختند و بدين سان حمايت رسمي خود را از اين جنايت اعلام نمودند. به هر تقدير، اين جنايت نيز در کنار جنايات بي شمار دولت آمريکا، در پرونده سياه استکبار جهاني ثبت شد و لکه ننگ ديگري بر تارک آن جنايت پيشگان نقش بست. 

 

شرح حادثه:

يك سال پس از تجاوز رژيم عراق عليه ايران در سال 1360 حمله به كشتيهاي تجاري در خليج فارس شروع شد و با اعلام مين گذاري سواحل بندر امام خميني (ره) و حمله به دو كشتي تجاري در تاريخ 31 دي ماه 1360 امنيت خليج فارس به وسيله عراق مختل شد و پس از آنكه فرانسه هواپيماهاي سوپر استاندارد و موشكهاي اگزوسه را به عراق تحويل داد، ابعاد اين حملات افزايش يافت. در برابر اين حملات كه عراق به صراحت مسئوليت آن را بر عهده مي گرفت، شوراي امنيت عكس العمل مناسبي نشان نداد ولي در قبال انتساب به دور از واقعيت چند حمله، به ايران و شكايت شوراي همكاري خليج فارس، شوراي امنيت در 11 خرداد 1363 مطابق با اول ژوئن 1984 ميلادي مبادرت به صدور قطعنامه 533 كرد و در آن خواستار توقف اين حملات شد.

 

از آغاز جنگ تا 10 ژوئيه 1984 ميلادي، 113 كشتي در خليج فارس مورد حمله موشكي قرار گرفت. جمهوري اسلامي ايران در ژانويه 1985 ميلادي به دبير كل وقت سازمان ملل اعلام كرد كه از هر گونه اقدامي براي تامين آزادي و امنيت كشتيراني در خليج فارس حمايت و استقبال خواهد كرد، اما حملات به كشتيها ادامه يافت. تا تيرماه 1366 حدود 5/8 ميليون تن كالا از محموله هاي كشتيها در خليج فارس به زير آب رفت. 41 كشتي كاملا نابود شدند و به 34 تن محموله كالا آسيب وارد شد و بيش از 300 تن از ملوانان كشورهاي گوناگون به قتل رسيدند و به همين تعداد نيز مجروج شدند.

بدين ترتيب عراق در هدف خود مبني بر بين المللي كردن جنگ خليج فارس تا اندازه زيادي موفق شد و قدرتهاي غربي و در راس آنها آمريكا حضور گسترده و تهديدآميزي در خليج فارس يافتند و سرانجام كشتي هاي نفت كش كويتي با پرچم آمريكا در خليج فارس حركت كردند و اسكورت نظامي نفتكشها و كشتي هاي تجاري مورد نظر آمريكا در خليج فارس آغاز شد. در 31 سپتامبر كشتي ايراني مورد حمله نيروهاي نظامي آمريكا قرار گرفت. همچنين حملات نظامي آمريكا به سكوهاي نفتي ايران دخالت آشكار آن دولت در منطقه به نفع عراق و عليه جمهوري اسلامي ايران را به وضوح نشان داد.

يكي از نتايج شوم تشنج آفريني وسيع رژيم عراق و دامن زدن ايالات متحده به ناامني درخليج فارس حمله به هواپيما مسافربري جمهوري اسلامي ايران بود. در مورخه 13 تير 1367 مطابق با 3 ژوئيه 1988 ميلادي هواپيماي مسافربري كه بر فراز آبهاي سرزمين ايران و در آبهاي حوالي جزيره ?هنگام? حركت مي كرد به وسيله دو موشك از ناو امريكايي ونيسنس كه خود به آبهاي سرزميني ايران تجاوز كرده و در آن مستقر بود مورد اصابت قرار گرفت. همه مسافران و خدمه هواپيما با وضع اسفناكي به شهادت رسيدند.

متعاقب اين تجاوز آشكار جمهوري اسلامي ايران در روز 14 تير 1367 طي نامه اي به رئيس شوراي امنيت خواستار تشكيل جلسه فوري شورا براي رسيدگي به موضوع شد.

35 تير 1367 مطابق با 16 ژوئيه 1988 ميلادي شورا تشكيل جلسه داد. از سوي جمهوري اسلامي ايران دكتر ولايتي وزير امور خارجه وقت ايران و از جانب امريكا جرج بوش معاون وقت رئيس جمهوري در جلسه حضور داشتند. وزير خارجه جمهوري اسلامي ايران در فرازي از سخنان خود عنوان كرد:

حضور نظامي آمريكا در خليج فارس تنها منادي مرگ و بي قانوني و شرارت بوده و جز ناامني چيزي به ارمغان نياورده است. عمل جنايتكارانه آمريكا در حمله به هواپيماي كشوري به هيچ وجه در قالب دفاع مشروع قابل توجيه نيست.

 

قطعنامه 616 شوراي امنيت (1988)


شوراي امنيت پس ازاستماع سخنان دكتر ولايتي و جرج بوش درجلسه شماره 3831 خود در تاريخ 30 ژوئيه 1988 ( 39/4/1367) طرح قطعنامه
اي پيشنهادي را تصويب كرد. متن قطعنامه به شرح زير است:
"شوراي امنيت، با بررسي نامه مورخه 5 ژوئيه 1988 جانشين نماينده دائم جمهوري اسلامي ايران خطاب به رئيس شوراي امنيت و با استماع بيانات نماينده جمهوري اسلامي ايران،
( وزير امور خارجه وقت " علي اكبر ولايتي" ) و سخنان نماينده ايالات متحده آمريكا ( معاون رئيس جمهوري جرج بوش ) ، با ابراز تاسف عميق از اين كه يك هواپيماي غيرنظامي " ايران اير" در پرواز برنامه ريزي شده بين المللي 655، در پرواز بر فراز تنگه هرمز به وسيله موشك شليك شده از ناو جنگي ايالات متحده آمريكا ( وينسنس) منهدم گرديده است بر ضرورت تبيين حقايق سانحه توسط بازرسي بي طرفانه درمنطقه خليج [فارس] تاکيد داشته و اظهارات خود را به شرح زير اعلام نمود:


1- تأسف عميق خود را از ساقط ساختن هواپيماي غيرنظامي ايران به وسيله موشكي كه از يك ناو جنگي آمريكا شليك شده و تسليت عميق خود را به خاطر از دست رفتن غم انگيز جان انسانهاي بي گناه ابراز مي دارد.
2- همدردي صميمانه خود را به خانواده هاي قربانيان سانحه غم انگيز و دولت ها و كشورهاي آنان اعلام مي دارد.


3- از تصميم سازمان بين المللي هواپيمايي كشوري در پاسخ به درخواست جمهوري اسلامي ايران مبني بر ايجاد گروه تحقيق براي بررسي تمام حقايق موجود همچنين از اعلام ايالات متحده آمريكا و جمهوري اسلامي ايران مبني بر تصميمشان براي همكاري با بر
رسي سازمان هواپيمايي كشوري استقبال مي كند.
4- از تمامي اعضاي كنوانسيون 1944 شيكاگو، درخواست مي كند كه در همه شرايط، مقررات و رويه هاي سلامت هوانوردي كشوري به ويژه ضمائم آن كنوانسيون به منظور جلوگيري از چنين پيشامدهايي را دقيقاً مراعات نمايند.

 
5- لزوم اجراي فوري و كامل قطعنامه 598(1987)، شورا را به عنوان تنها مبناي حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پايدار، منازعه ميان ايران و عراق ابراز و پشتيباني خود را از دبير كل براي اجراي اين قطعنامه اعلام و خود را ملتزم به همكاري با دبير كل براي تسريع در اجراي طرح اجرايي او مي نمايد."
 

جمهوري اسلامي ايران علاوه بر  شوراي امنيت و شوراي ايكائو، شكايت خود را در ديوان بين المللي دادگستري لاهه نيز مطرح كرد. عنصر تخصصي سازمان ملل متحد يعني ايكائو (سازمان هواپيمايي كشوري بين المللي) نيز از مسائل سياسي به دور نمانده و به جاي بررسي فني و ارائه طريق به شوراي امنيت به ابراز تاسف و تسليت به بازماندگان سانحه پرداخت.


روحشان شاد و يادشان گرامي.


 

نوشته شده توسط سید در چهارشنبه 12 تیر1387 ساعت 10:35 موضوع | لینک ثابت


فرقه مصباحیه

 

پشت‌پرده يك جريان فكري

 

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سید در چهارشنبه 5 تیر1387 ساعت 19:30 موضوع | لینک ثابت


دو مجاهد، دو شهید

 

در دل سیاه شب،

هر ستاره ای که سر می زند،اوست.

چشمک هر ستاره ای،

نگاه دزدانه ی اوست که مرا پیغام می دهد،

که در زمین تنها نیستی،

که مرا غروب نیست،

مرا با تو جدائی نیست،

مرا بی تو زندگانی نیست،

مرا بی تو سرنوشتی نیست،سرگذشتی نیست.

هر ستاره ای مرا مژده ای است که او هست،که اوست.

که خورشید بی غروب من است.

که او وصال بی فراق من است.

که او حضور بی غیب من است.

او در دم هر نفس من است.

در کوبه ی هر نبض من است.

طعم هر طعامم اوست.

شهد هر شرابم اوست.

عطر هر یاسی نجوای اوست.

وزش هر نسیمی نوازش اوست.

قطره ی هر شبنمی اشک اوست.

عاشقی رنگ سمند او.

آسمان،پرتوی از سر در اوست.

مخمل ابر،گل پیکر اوست.

ساقه ی صبح،بر و بالایش،

نغمه ی وحی خدا آوایش،

آرزو طرحی از اندامش،

مژده نقشی است ز پیغامش،

زندگی رایحه ی پیرهنش،

جان من تشنه ی نوش دهنش.

دکتر علی شریعتی(ره)

 --------------------------------------------------------------------------------------------------------

درد دل دکتر چمران بر مزار دکتر شریعتی

 

 

ای علی؛ هميشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثيه خواهی گفت،

 

و چقدر متاثرم که اکنون من بر تو مرثيه می‌خوانم!

 

ای علی من آمده‌ام که بر حال زار خود گريه کنم،

 

زيرا تو بزرگوارتر از آنی که به گريه و لابه ما احتياج داشته باشی.....

 

ای علی گفتی که هرکس گفتنی‌هايی دارد - و شخصيت هر انسانی به اندازه 

 

ناگفتنی‌های اوست. و من اضافه می‌کنم که درجه دوستی و محبت من

 

با انسانی ديگر به اندازه ناگفتنی‌های است

 

 که می‌توانم با او در ميان بگذارم - و از این ناگفتنی‌ها که می‌خواستم بازگو کنم،

 

 بی نهايت داشتم..............

 

ای علی من دردمندم، دل شکسته‌ام،

 

 زير کوهی عظيم از ظلم و ستم کوفته و پژمرده شده‌ام،

 

 ديگر صبر و تحملم به پايان رسيده است. خواستم از فرصت محالی که بدست آمده بود

 

 استفاده کنم، و در کنار تو، در پرتو روح بلند تو کمی ‌بياسايم،

 

عقده‌های باز نشدنی را باز کنم، ناگفتنی‌های فراوان را که همچون دريا بر قلبم موج می‌زند

 

 با تو بگويم، عقل را به عقلان واگذارم‌، زمام اختيار را بدست دل بسپارم‌،

 

و آنچه را که بر قلب مجروح و شکسته‌ام می‌گذرد‌، بدون ترس و شرم بازگو کنم‌،

 

می‌خواستم که بر بالهای خيال تو بنشينم و تا وادی نيستی پيش برانم و از درد هستی  

 

بياسايم‌، خوش داشتم که  وجود غم آلود خود را به سر پنجه هنرمند تو بسپارم‌،

 

 و تو‌، نی وجودم‌،سرود عشق، و آوای تنهايی، و آواز بيابان و موسيقی آسمان بشنوی.

 

می‌خواستم که غم‌های دلم را بر تو بگشايم‌، و تو اکثير صفت غمهای کثيف را بر به زيبايی

 

مبدل کنی، و سوز و گداز درونم را به زيبايی مبدل کنی‌،

 

 و سوز و گداز درونم را تسکين بخشی.

 

 می‌خواستم که پرده‌های جديدی از ظلم و ستم را که به شيعيان علی و حسين می‌گذرد

 

 به تو نشان دهم و کينه‌ها و حقه‌ها و تهمت‌ها و دسيسه بازی‌های کثيفی را که

 

 از زمان ابوسفيان تا به امروز بر همه جا ظلمت افکنده است بنمايانم.

.

.

.

 

 

ای علی؛ شايد تعجب کنی اگر بگويم که همين هفته گذشته که به محور جنگ "بنت جبيل"

 

رفته بودم و چند روز را در سنگرهای متقدم "تل مسعود" در ميان جنگندگان "امل" گذراندم

 

فقط يک کتاب با خودم بردم  و آن کوير تو بود. کويری که يک عالم معنی و غنا داشت‌،

 

 و مرا به آسمان ها می‌برد و به ازليت و ابديت متصل می‌کرد،

 

کويری که در آن آوای عدم را می‌شنيدم‌، از فشار وجود می‌آراميدم‌، به ملکوت آسمان

 

 پرواز می‌کردم و در دنيای تنهايی به درجه وحدت می‌رسيدم.

.

.

.

ای علی؛ تو نماينده به حق محرومين و زجر ديدگان تاريخی،

 

و من ناله درد مندان را از حلقوم تو می‌شنوم‌، خروش اعتراض آنها را در فرياد

 

 رعد آسای تو می‌يابم‌، سرنوشت هزاران کارگر بدبخت را از دريچه چشم تو می‌بينم

 

 که زير تازيانه جالادان فرعون جان می‌دهندو زير تخته سنگ‌ها دفن می‌شوند،

 

و من صدای خرد شدن استخوان‌های نحيف آنها را زير تخته سنگ‌ها می‌شنوم،

 

و ضجه درد مندان و ناله زجر ديدگان دلم را به درد می‌آورد.

.

.

.

ای علی؛ دین داران متعصب و جاهلان تو را به حربه تکفیر کوفتند،

 

از هیچ دشمنی و تهمت فرو گذار نکردند، و غرب زدگان که خود را به دروغ روشنفکر می‌نامند،

 

تو را به تحمت ارتجاع کوبیدند و اهانت‌ها کردند، و رژیم شاه که نیز که نمی‌توانست

 

تو را تحمل کند، و رشنگری تو را مخالف مصالح خود می دید،

 

 ترا به زنجیر کشید و بالاخره شهید کرد.

.

.

.

 

قسم به غم که تا روزگاری که دريای غم بر دلم موج می‌زند‌،

 

 

ای علی تو در قلب من زنده و جاويدی‌.

.

.

.

قسم به ناله درد مندان و آه بينوايان، و اشک يتيمان‌،

 

 که تا استعمار و استبداد و استثمار وجود دارد‌،

 

تو ای علی در جوش و خروش زنجيريان و محرومان حيات داری.

 

منبع: مکتب مبارز «نشريه اتحاديه انجمن های اسلامی‌دانشجويان در اروپا

 

و انجمن اسلامی‌دانشجويان در آمريکا و کانادا»

 

 شماره 24- زمستان بهار 57/1356- 1398 ه.ق. - 1978 ميلادی

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------


 



 

                             پيام حضرت امام ‏خميني بمناسبت شهادت دكتر مصطفي چمران

                                                         بِسْمِ ‏الله الرََّّحْمنِ الرََّّحيمِ

                                                          انالله وانّااليه راجعون


شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخارو مجاهد بيدار و متعهد راه تعالي و پيوستن به «ملاء اعلي»،

 دكتر مصطفي چمران را به پيشگاه ولي‏عصر ارواحنا فداه تسليت و تبريك عرض مي‏كنم.

 تسليت از آنرو، كه ملت شهيدپرور ما سربازي را از دست داد، كه در جبهه‏هاي نبرد با باطل،

چه در لبنان و چه در ايران، حماسه مي‏آفريد و سرلوحه مرام او اسلام عزيز

و پبروزي حق بر باطل بود. او جنگجويي پرهيزگار و معلمي متعهد بود،

كه كشور اسلامي ما به او و امثال او احتياج مبرم داشت و تبريك از آنرو

كه اسلام بزرگ چنين فرزنداني تقديم ملت‏ها و توده ‏هاي مستضعف مي‏كند

 و سرداراني همچون او در دامن تربيت خود پرورش مي‏دهد. مگر چنين نيست

كه زندگي عقيده و جهاد در راه آن است؟

چمران عزيز با عقيده پاك خالص غيروابسته به دستجات و گروه‏هاي سياسي،

 و عقيده به هدف بزرگ الهي، جهاد را در راه آن از آغاز زندگي شروع و به آن ختم كرد.

 او در حيات، با نور معرفت و پيوستگي به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست

 و جان خود را نثار كرد. او با سرافرازي زيست، و با سرافرازي شهيد شد و به حق رسيد.

هنر آن است كه بي‏هياهوهاي سياسي، و «خودنمايي»هاي شيطاني، براي خدا به جهاد برخيزد

 و خود را فداي هدف كند نه هوي، و اين هنر مردان خداست. 

 او در پيشگاه خداي بزرگ با آبرو رفت.روانش شاد و يادش بخير.

و اما ما مي‏توانيم چنين هنري داشته باشيم، با خداست كه دستمان را بگيرد و

 از ظلمات جهالت و نفسانيت برهاند.

من اين ضايعه را به ملت شريف ايران و لبنان، بلكه به ملت‏هاي مسلمان و قواي مسلح

 و رزمندگان در راه حق، و به خاندان و برادر محترم اين مجاهد عزيز، تسليت عرض مي‏كنم.

 و از خداوند تعالي رحمت براي او، و صبر و اجر براي بازماندگان محترمش خواهانم.

اول تيرماه شصت

                                         روح ‏الله ‏الموسوي‏ الخميني

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

فقير و بينوا دل به مرگ نهاده ام و فهميده ام كه در خلال اين تاريخ دراز پر درد،

 

من نيز بهتر و بلند پايه تر از آنها نيستم و ادعاهاي گزاف نبايد بپرورم ،

 

نبايد انتظار هاي بي جا داشته باشم . اكنون حيات آنقدر در نظرم پست شده است

 

 كه به خاطر جان خود يا هستي همه دنيا حاضر نيستم حقي را زير پا بگذارم

 

يا دانه اي را به زور از موري بستانم و يا در اداي كلمه حق ،

 

 از مرگ يا چيزي و يا كسي وحشت كنم ، بلكه دست از جان شسته ،

 

خود به پيشواز حوادث آمده ام و همه هستي خود را خالصانه تقديم كرده ام.

 

خوش دارم كه كوله بار هستي خود را كه از غم و درد انباشته است

 

 بر دوش بگيرم و عصا زنان به سوي صحراي عدم رهسپار شوم.

 

خوش دارم از همه چيز و همه كس ببرم و جز خدا انيسي و همراهي نداشته باشم.

 

خوش دارم كه زمين زير اندازم و آسمان بلند رواندازم باشد و از همه زندگي

 

 و تعلقات آن آزاد گردم.

 

خوش دارم كه مجهول و گمنام به سوي زجر ديدگان دنيا بروم ،

 

 در رنج و شكنجه آن ها شركت كنم ، همچون سربازي خاكي در ميان انقلابيون آفريقا

 

 بجنگم تا به درجه شهادت نايل آيم .

 

خوش دارم كه مرا بسوزانند و خاكسترم را به باد بسپارند تا حتي قبري

 

را در اين زمين اشغال نكنم .

 

خوش دارم هيچ كس مرا نشناسد ، هيچ كس از غمها و دردهايم آگاهي نداشته باشد ،

 

 هيچ كس از رازو نيازهاي شبانه ام نفهمد، هيچ كس اشكهاي سوزانم را در

 

 نيمه هاي شب نبيند، هيچ كس به من محبت نكند، هيچ كس به من توجه ننمايد،

 

جز خدا كسي را نداشته باشم ، جز خدا با كسي رازو نياز نكنم ،

 

 جز خدا انيسي نداشته باشم، جز خدا به كسي پناه نبرم.

 

 


 

نوشته شده توسط سید در جمعه 24 خرداد1387 ساعت 14:41 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting